![]() |
||
archive previous posts
|
December 29, 2005 دهان ۴
٭
........................................................................................ابولفضل شاهی، نادر طبسیان ناشر: نشر ماهریز ۶۴ صفحه، ۵۰۰ تومان ۱۰ داستان کوتاه (؟) *** داستانها، ظاهراً از اینور و آنور گردآوری شدهاند، از جمله وبلاگ شبهای گراماتا. *** علیرضا پودات کاظم رضا حسن تهرانی قاسم هاشمینژاد ابولفضل شاهی رضا مختاری مهران تمدن نسیبه فضلاللهی رمو عالیانی ناخدا بزرگ رامهرمزی *** از بعضی متنها سر در نیاوردم! هر کدام سبک خاصی دارند و لحن خاصی و... *** طرح جلدش واقعاً فوقالعادهست. *** کتابی که آدم از صاحبش هدیه بگیره، یه چیز دیگهست!!! *** [۸ دی ۱۳۸۴، ۲۲:۲۰] Labels: ابوالفضل شاهی 10:56 PM December 28, 2005 عشق روی پیادهرو
٭
........................................................................................نویسنده: مصطفی مستور ناشر: نشر رسش ۱۳۹ صفحه، ۱۲۰۰ تومان ۱۲ داستان کوتاه. *** چاپ اول کتاب، برای سال ۷۷ ئه. فکر میکنم اولین کتاب مستور باشه. از لحن و فضای داستانهاش هم معلومه. هنوز به اون سبک خودش دست پیدا نکرده. همهش از اینشاخه به اونشاخه... *** خیلی جاها، گذشته از این که مضمون داستانهاش ربطی به "روی ماه خداوند را ببوس" بهبعد ندارن، زبانشون هم اصلا جذاب نیست. بعضی جاها باید ویرایش بشن. *** البته بعضیها معتقدن مستور، یهسری موضوعات کلیشهای فلسفی رو داره مطرح میکنه. البته بیربط هم نمیگن؛ ولی مهم اینه که بلده چهجوری تعریف کنه. *** + استخوان خوک و دستهای جذامی + چند روایت معتبر + من دانای کل هستم *** [۷ دی ۱۳۸۴، ۲۳:۰۰] Labels: مصطفی مستور 11:20 PM December 25, 2005 عشقهای خندهدار
٭
........................................................................................نویسنده: میلان کوندرا (Kundera, Millan) مترجم: فروغ پوریاوری ناشر: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ۱۷۴ صفحه، ۲۱۰۰ تومان ۴داستان. اسم هیچکدام هم "عشقهای خندهدار" نیست! در واقع این اسم، زمینهی اصلی همهی داستانهاست. موقعیتهای عجیب و غریب و در عین حال، نهچندان دور از انتظار. *** یکی از مسائلی که بهشدت توی چشم میزند، بیانکردن "پیام اخلاقی"، بین یا انتهای هر داستان است؛ آن هم به ناشیانهترین وجه ممکن! در این حدود که "پس از این داستان نتیجه میگیریم که دروغگویی کار خیلی بدی است!!!" *** یکی از خوبیهای کتاب، زبان خوبش بود. *** ترجمهش چندان خوب نیست، هر چند که غیر قابل تحمل هم نیست! فکر کنید که اولین جملههای کتابی که میخوانید اینطوری ترجمه شده باشند: "بطری تازهای بازکردن برایمان کاملاً عادی بود." یعنی واقعاً نتوانسته بنویسد "بازکردنِ یک بطری تازه، برایمان کاملاً عادی بود."؟!!! *** [۵ دی ۱۳۸۴، ۲۳:۳۰] Labels: فروغ پوریاوری, میلان کوندرا 11:50 PM December 24, 2005 اسطورهی سوپرمن و چند مقالهی دیگر
٭
........................................................................................نویسنده: اومبرتو اکو (Eco, Umberto) مترجم: خجسته کیهان ناشر: انتشارات ققنوس ۱۵۹ صفحه، ۱۵۰۰ تومان ۷ مقالهی خیلی خوب از اومبرتو اکو: اسطورهی سوپرمن تصادف و توطئه توماس قدیس و بازاندیشی مذهب کاتولیک زبان، قدرت، خشونت فاشیسم ابدی نابردباری و تعاریف آن برجهای تنهایی *** از اومبرتو اکو خیلی خوشم میآد؛ دلیلش رو هم نمیدونم. اولین متنی که ازش خوندم، مصاحبهای بود که توی ابرار هفتگی چاپ شده بود؛ موضوعش هم راجع به رشد روزافزون حماقت بود بهنظرم. *** مقالههای اکو، اصلاً سنگین یا دشوار نیستن؛ زبانِ خیلیخیلی سادهای دارن. بین مقاله، اکو معمولاً خاطره تعریف میکنه و... خیلی خوبه خلاصه. *** «امّا چگونه میتوان از آنچه بارت (به پیروی از سارتر) «فضای ممنوعه» مینامد گریخت؟ پاسخ ساده است. از راه حیله. هر زبان راهی به حیله میبرد و این مکر سالم، شادیبخش ولی کذبآمیز ادبیات نام دارد.» [بخشی از مقالهی «زبان، قدرت، خشونت»، صفحهی ۱۰۲] *** + ایمان یا بیایمانی؟ *** [۳ دی ۱۳۸۴، ۰۰:۱۵] Labels: اومبرتو اکو, خجسته کیهان 12:40 AM December 18, 2005 من دانای کل هستم
٭
........................................................................................نویسنده: مصطفی مستور ناشر: انتشارات ققنوس ۹۶ صفحه، ۹۰۰ تومان مجموعهی هفت داستان کوتاه: چند روایت معتبر دربارهی سوسن من دانای کل هستم مغولها و ما ادریک ما مریم؟ ملکه الیزابت مشق شب دوزیستان داستان اول مجموعه درست مثل روایت منظمشدهی استخوان خوک و دستهای جذامیه. خیلی از شخصیتهایی که مستور در مجموعههای بعدی آورده، اینجا خلق شدهن. *** + استخوان خوک و دستهای جذامی + چند روایت معتبر *** [۲۷ آذر ۱۳۸۴، ۲۲:۰۵] Labels: مصطفی مستور 10:25 PM December 17, 2005 زندگی دوگانهی ورونیک
٭
........................................................................................فیلمنامهنویس: کریشتف کیشلوفسکی (Kieslowski, Krzyztof) مترجم: محمد ارژنگ ناشر: نشر نی ۱۰۸ صفحه، ۱۶۰۰ تومان [۳۵اُمین فیلمنامه از مجموعهی ۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلمنامه] کارگردان: کریشتف کیشلوفسکی فیلمنامه: کریشتف کیشلوفسکی بازیگران: ایرن ژاکوب (ورونیکا/ورونیک)، الکساندر باردینی (رهبر ارکستر)، ولادیسلاو کوالسکی (پدر ورونیکا)، فیلیپ ولتر (الکساندر)، ساندرین دوما (کاترین)، کلود دونتون (پدر ورونیک) محصول ۱۹۹۱ فرانسه/لهستان/نروژ، ۹۷ دقیقه *** نمیدونم چرا انقدر از کیشلوفسکی خوشم میآد!!! *** خود فیلمنامه، ۴۵ صفحه بیشتر نیست؛ اما زمان ۹۷ دقیقهای فیلم، برمیگردد به صحنهپردازیها... احتمالاً. *** نکتههایی که بعد از متن فیلمنامه آمده هم خیلی خواندنیاند. *** خب... این فیلمنامه هم که خیلی خوب بود که... سینما پارادیزو و آنی هال و زندگی دوگانهی ورونیک"! *** [۲۶ آذر ۱۳۸۴، ۲۲:۰۰] Labels: ۱۰۰ سال سینما... ۱۰۰ فیلمنامه, کریستف کیشلوفسکی 9:53 PM December 16, 2005 آندره برتون
٭
........................................................................................نویسنده: جی. اچ. متیوز (Matthews, J. H) مترجم: کاوه میرعباسی ناشر: نشر ماهی ۸۸ صفحه، ۸۰۰ تومان [کتاب دهم از سری "نویسندگان قرن بیستم فرانسه"، سرپرست مجموعه: خشایار دیهیمی] سری "نویسندگان قرن بیستم فرانسه"، برای آشنایی با نویسندهها خیلی عالی است. قبل از خواندنِ آثار خود نویسنده، بهتر است اینها را بخوانید (!) البته جای خالی رومن گاری در این مجموعه بهشدت حس میشود. *** برتون با لحنی چنان پرطنین به نام سوررئالیسم سخن میگوید که حتا کسانی که امروز بهسهولت، سهم آراگون، الوار، مابیلو پره را در نظریهی سوررئالیستی نادیده میگیرند، برتون را یگانهسخنگوی سوررئالیسم بهشمار میآورند. آنان مایلند فراموش کنند که او هرگز در مقام نظریهپرداز صرف، حرفی نزد. هر کشفی که ما را در آن سهیم میسازد، نخست برای خودش بود و هر چه گفتنی برای ما دارد، نخست برای خودش آموخت. رسالههایش شرح آمالی شاعرانهاند که مفهومشان را اشعارش تکمیل میکنند. رساله و شعر، هر دو بر چشماندازی از هستی دلالت دارند که ایمان و امیدی خاص را منعکس میسازد. هر نوشتهی برتون را که بگشاییم، همان باورها و همان عزم راسخ را برای فائقآمدن بر موانعی که در چشم بسیاری از ما تفوقنیافتنی مینمایند، در آن خواهیم یافت. آثار برتون، با خنثیکردن نتیجهگیریهای بدبینانه که در نتیجهی شرایط آنی بر ما تحمیل میشود، دستکم، وعدهی چشماندازی روشن و آکنده از خوشبینی شگفتآور را ارزانی میدارد، که این خود کافی است برای آنکه در میان نویسندگان قرن بیستم فرانسه، او را از جایگاهی ممتاز برخوردار سازد. در ۱۹۴۸، منتخب اشعارش را با "بر جادهی سان رومانو" به پایان برد. این شعر، به گونهای زیبنده و بجا، با سه بیت پایان میگیرد که حاصل یک عمر تلاش شاعرانه را در خود متجلی میسازد، تمام ابعادش را بارز میگرداند و احترام ما را در قبالش برمیانگیزد: همآغوشی شاعرانه، همانند همآغوشی جسمانی تا دوام دارد پناه میدهد در برابر چشمزخم نکبت عالم. [۵۹-۶۰] *** [۲۵ آذر ۱۳۸۴، ۱۹:۲۰] Labels: جی. اچ. متیوز, کاوه میرعباسی 7:54 PM December 15, 2005 لذت متن
٭
........................................................................................نویسنده: رولان بارت (Barthes, Roland) مترجم: پیام یزدانجو ناشر: نشر مرکز ۹۶ صفحه، ۱۰۰۰ تومان بارت، معروف است به سادهنویسی و خوشبیانی. در رولان بارتِ میسن کولی، میخوانیم که سخنرانیهای او، حتی مردم کوچه و بازار را هم جلب میکرده است. اما من هیچ اثری از آن سادهنویسی و خوشبیانی در لذت متن ندیدم. اوایل فکر میکردم زیاد چیزی نمیفهمم؛ اما کمی که گذشت حس کردم مشکل تا حدودی از ترجمه است. *** یک نمونه: "بهجا است که علم زبانشناسانهای را متصور شویم که دیگر به بررسی خاستگاه واژهها، یا ریشهشناسی، یا حتی به بررسی پراکنش واژهها، یا قاموسشناسی، نپرداخته بلکه روند پیشرفت همبستهسازی آنها، چگالیگیریشان در سرتاسر گفتمان تاریخی را مورد بررسی قرار دهد؛ این علم بیشک برآشوبنده بوده، چیزی فراتر از خاستگاه تاریخی حقیقت را افشا خواهد کرد..." شاید هم پیچیده و دشوارفهم است و من نمیفهمم. *** شاید درست نباشد که این متنها را از ترجمهی انگلیسیشان به فارسی برگردانیم. با وجود مترجمهای خوب زبان فرانسه! چون در همان ترجمه به انگلیسی، متن به اندازهی کافی صدمه میبیند. *** [۲۴ آذر ۱۳۸۴، ۱۰:۱۰] Labels: پیام یزدانجو, رولان بارت 10:23 AM December 12, 2005 گور به گور
٭
........................................................................................نویسنده: ویلیام فاکنر (Faulkner, Wiliam) مترجم: نجف دریابندری ناشر: نشر چشمه ۳۰۴ صفحه، ۲۸۰۰ تومان "برای آدمدرستکردن دو نفر لازمه، برای مردن یک نفر. دنیا اینجوری به آخر میرسه." دارل *** هر کدام از فصلها، از زبان یکی از شخصیتها روایت میشود. این روایتها گاهی ادامهی روایت نفرهای قبلی است، گاهی همان قسمت است، ولی با زاویهی دید متفاوت. گاهی هم یک چیز بیربط! *** مادر خانه مرده است و بهخاطر وصیتش، باید او را برای خاکسپاری به یک شهر دیگر ببرند. در راه آنقدر مصیبت پیش میآید که نگو! *** اسم اصلی کتاب، "As I lay dying" است. به گفتهی نجف دریابندری در یادداشت مترجم، کوتاهترین عبارتی که معنای اصلی این اسم را برساند، میشود "همچون که دراز کشیده بودم و داشتم میمردم"! و به همین خاطر، اسم را به "گور به گور" تغییر داده، و انصافاً هم اسم عالیای است! *** "این رمان را فاکنر در ۱۹۳۰ –یک سال پس از "خشم و هیاهو" نوشته است. خود او مدعی بود که نوشتن آن را در ظرف شش هفته –آن هم با کار شبانه، پای کورهی آتش یک نیروگاه محلی- به پایان رسانده و پس از آن هم دستی در آن نبرده است؛ ولی ساختمان داستان و ظرافت پیوندهای آن چنان است که خواننده گمان میکند باید بیش از اینها وقت و "عرقریزی روح" صرف پروراندن آن شده باشد." *** لطفاً اگر میخواهید "گور به گور" را بخوانید، کمی دقت کنید! چون لحن هر فصل، با دیگری فرق دارد و از طرف دیگر، محتوای آن، همان چیزی است که در ذهن شخصیت-راوی میگذرد. انگار شخصیت دارد برای خودش ماجرا را تعریف میکند، برای همین مجبور نیست خیلی چیزها را توضیح بدهد، اینها همان چیزهایی است که شما باید بفهمید؛ به همین خاطر هنگام خواندن، صبور باشید! *** [۲۱ آذر ۱۳۸۴، ۲۰:۴۵] Labels: نجف دریابندری, ویلیام فاکنر 9:09 PM December 09, 2005 سالهای سگی
٭
........................................................................................نویسنده: ماریو بارگاس یوسا (Vargas Llosa, Mario) مترجم: احمد گلشیری ناشر: مؤسسهی انتشارات نگاه ۵۵۹ صفحه، ۵۰۰۰ تومان "ما نقش قهرمان را بازی میکنیم چون ترسوییم؛ نقش قدیس را بازی میکنیم چون شریریم؛ نقش آدمکش را بازی میکنیم چون در کشتن همنوعان خود بیتابیم؛ و اصولاً از آن رو نقش بازی میکنیم که از لحظهی تولد دروغگوییم." ژانپل سارتر *** "سالهای سگی"، روایت یک دورهی آموزشی است... یک دورهی آموزشی در دبیرستان نظامی. دبیرستان نظام، قوانین خودش را دارد و دانشآموزان قوانین خودشان را. و این دو سری قانون، با هم نمیخوانند. *** شیوهی روایت داستان، خطی نیست. کمی هم گیجکننده است. بخشهای مختلف هر فصل، حتی زاویهدیدهای یکسانی هم ندارند. ناگهان همهچیز عوض میشود: لحن، زاویهدید، زمان، مکان، شخصیتها و... تا قسمتهای زیادی از داستان، ممکن است هنوز روی وقایع تمرکز نداشته باشید. *** فکر میکنم جمعوجورکردنِ رمانهای طولانی، خیلی راحتتر از داستانهای کوتاه یا بلند است! خوانندهی رمان، برای دل خودش هم که شده، مجبور است جملات آخر را با طمأنینه بخواند و وقتی کتاب را میبندد، با خودش بگوید چقدر عالی بود! مثل زندگی است... فضایی است که مدت زیادی با آن سر کردهاید و آخر، نباید پشیمان باشید، پشیمانی فایدهای ندارد. *** البته منظورم بههیچوجه "سالهای سگی" نبود ها! چون به هر حال رمان خیلی خوبی بود. *** [۱۸ آذر ۱۳۸۴، ۰۰:۰۵] Labels: احمد گلشیری, ماریو بارگاس یوسا 12:04 AM December 05, 2005 آنی هال
٭
........................................................................................فیلمنامهنویس: وودی آلن (Allen, Woody) مترجم: مژگان محمد ناشر: نشر نی ۱۹۲ صفحه، ۱۲۰۰ تومان [۳۰اُمین فیلمنامه از مجموعهی ۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلمنامه] کارگردان: وودی آلن فیلمنامه: وودی آلن، مارشال بریکمن بازیگران: وودی آلن (الوی سینگر)، دایان کیتن (آنی هال)، تونی رابرتز (باب)، پل سایمون (تونی لیسی) محصول ۱۹۷۷ امریکا، ۹۳ دقیقه برندهی جایزهی اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن (کیتن)، و بهترین فیلمنامهی اریژینال در سال ۱۹۷۷ *** "یک شوخی قدیمیه که میگن یک روز دو تا پیرزن توی یکی از تفریحگاههای کوههای کتاسکیلز نشسته بودن، یکی به اونیکی میگه: "ببین، غذای اینجا واقعاً وحشتناکه". و اونیکی میگه: "آره، میدونم، تازه... پرسهاش هم کوچیکه" خب، در واقع حس من هم به زندگی یک همچین چیزیه. یعنی یک زندگی پر از تنهایی با بیچارگی، عذاب و بدبختی که تا چشم به هم بزنی، گذشته. یک شوخی دیگه هم هست که خیلی برام مهمه و میگن مال گروچو مارکسه. اما فکر میکنم ریشهاش برمیگرده به کتاب فروید دربارهی شوخطبعی و رابطهاش با ضمیر ناخودآگاه. الان براتون میگم: "هیچوقت نمیخوام عضو انجمنی باشم که آدمی مثل من رو به عضویت بگیره". این شوخی کلیدی خاص دورهی بلوغ و روابطم با زنهاس. میدونین، این اواخر چیزهای عجیبغریبی به ذهنم اومده، شاید دلیلش چهلسالهشدن باشه. حدسم اینه که دارم وارد یک بحران یا چیزی تو این مایهها میشم، نمیدونم، نگران قضیهی سن و سال نیستم. از اون جور آدمها نیستم، میدونین، دارم کچل میشم، اما این موضوع کمترین اهمیتی برام نداره. فکر میکنم... هر چی سنم بالاتر میره بهتر میشم، میدونین؟ به نظرم بر خلاف چیزهایی که میگن مثلاً موی خاکستری متین و سنگینه، من دارم از اون کچلهای جذاب میشم. با اینحال شبیه هیچکدوم این آدمها نیستم. مگر اینکه یکی از اونهایی بشم که همینطوری که تفشون از گوشهی دهنشون آویزونه، با یک ساک خرید میپیچن تو یک کافه و دربارهی سوسیالیسم دادِ سخن میدن. [آهی میکشد.] من و آنی به هم زدیم اما من... من هنوز نمیتونم از سرم بیرونش کنم. میدونین دارم جزئیات این رابطه رو توی ذهنم بالا و پایین میکنم و زندگیام رو مرور میکنم. میخوام بدونم این رابطه از کجا خراب شد، میدونین، یک سال پیش... عاشق هم بودیم. میدونین، این... این خیلی مسخرهاس، آدم بدعنقی نیستم. [میخندد.] گمونم بچهی کمابیش خوشبختی بودم؛ البته فکر میکنم. دورهی جنگ جهانی دوم توی بروکلین بزرگ شدم." *** بعد از این تکگویی در ابتدای فیلم، الوی برمیگردد به گذشته و ماجراهایی را که در این مورد به نظرش مهم میرسند، تعریف میکند. در این بازگشتها، گاهی شخصیت فعلی با همراهانش هم وارد میشوند و نظر میدهند! *** "آنی هال فیلم نمونهای وودی آلن است. شاید برای کسانی که کمدیهای موفق اولیهی او را در دههی ۱۹۷۰ با علاقه دنبال میکردند، آنی هال فیلم عجیب و غریبی به نظر میرسید. آن موقع کسی فکر نمیکرد که این فیلم آغاز شکلگیری گونهای فیلم باشد که آلن آن را با سماجت تا دو دهه بعد ادامه خواهد داد. ولی حالا شاید بتوان آن را پیشقراول سینمای پستمدرنیستی دههی ۱۹۹۰ دانست." *** ظاهرا کاراکتر الوی که وودی آلن نقشش را بازی میکند، به شخصیت واقعی خود او بسیار نزدیک است. *** شیوهای را که بازیگر رو به سوی دوربین، با تماشاگر حرف میزند، در آنی هال خیلی خوب استفاده شده. و اینجاست که میفهمیم مهران مدیری (!)، مقلدی خردهپا بیش نیست!!! *** این فیلمنامه را هم باید به لیست فیلمنامههای محبوبم اضافه کنم! *** + رز ارغوانی قاهره *** [۱۴ آذر ۱۳۸۴، ۲۱:۳۵] Labels: ۱۰۰ سال سینما... ۱۰۰ فیلمنامه, وودی آلن 8:43 PM December 02, 2005 شش یادداشت برای هزارهی بعدی
٭
........................................................................................نویسنده: ایتالو کالوینو (Calvino, Italo) مترجم: لیلی گلستان ناشر: کتاب مهناز ۱۵۰ صفحه، ۴۵۰ تومان "شوهرم پنج گفتار را در سپتامبر ۱۹۸۵ در شب شروع سفرش به پایان رسانده بود –البته این گفتارها را کالوینو باید قرائت میکرد- و پاتریک گریک قرار بود آنها را ترجمه کند و بعد برای چاپ در انتشارات هاروارد از نو خوانده شوند. اما فکر نمیکنم که باید تغییر عمدهای در آنها داده میشد. تنها تفاوت مابین نسخهی اول که خواندم و نسخهی آخر، فقط در ساختار آن بود و نه در محتوای آن. ششمین گفتار –که هنوز آن را نیافتهام- سازگاری نام داشت و میدانم که به کتاب بارتلبی محرر هرمان ملویل اشاراتی چند داشت. و کالوینو قصد داشت آن را در ایالات متحده دوبارهنویسی کند. باقی نوشتهها –همین پنج گفتار- هر یک را جداگانه در پوشهای شفاف و همه را با هم در پرونده روی میز کارش گذاشته بود تا در چمدان بگذارد..." استر کالوینو *** دانشگاه هاروارد، از کالوینو دعوت میکند تا برای چارلز الیوت نورتون، گفتارهایی در باب شعر، یک رشته سخنرانی انجام دهد. کالوینو قصد ۸ گفتار را داشته؛ و به گفتهی همسرش، پنجتای آنها را تکمیل میکند، ولی شب قبل از سفرش، بر اثر سکته، فوت میکند. با اینکه پنج یادداشت در کتاب آورده شده، اما عنوان کتاب، همان اسمی میشود که کالوینو برگزیده بود: "شش یادداشت..." *** ۱- سبکی "میخواهم گفتارم را به تضاد مابین سبکی و وزن اختصاص دهم و از ارزش سبکی بگویم. نه چون وزن برایم ارزش کمتری دارد، بلکه فقط به این دلیل که دربارهی سبکی حرف بیشتری برای گفتن دارم. به مدت چهل سال رمان نوشتهام، راههای متفاوتی کشف کردهام و تجربیات بسیاری اندوختهام، حال زمانی فرارسیده که کار خودم را توجیه کلی کنم. در روش کاریام بیشتر اوقات درگیر کمکردن وزن بودهام، سعی داشتهام گاهی از آدمها، گاهی از اجرام آسمانی و گاهی از شهرها، وزن را بردارم. بیشتر سعی بر این داشتهام که از ساختار متن و زبان، وزن را بردارم." [صفحهی ۱۱] *** ۲- سرعت "قصدم این نیست که بگویم سرعت خودبهخود دارای ارزش است، بلکه زمان روایت میتواند کندکننده، پرچرخش، یا بیحرکت باشد. و به هر حال روایت فعلی است که در مدت دوامش جادویی را با خود میکشاند، که به جریان زمان وابسته است و آن را یا به تفصیل میگوید یا فشرده. در سیسیل، راویان وقتی میخواهند از بخشهایی بگذرند یا گذر چندین سال و ماه را بگویند با روش خاصی روایتها را کوتاه میکنند." [صفحهی ۵۰] *** ۳- دقت "و اگر نوشتن را گزیدهام، به این دلیل است که نوشتن این امکان را به من میدهد هر چند بار که بخواهم جملهام را تصحیح کنم –نه تا آنجا که به رضایت کامل برسم- دستکم تا اندازهای که بتوانم دلایل عدم رضایتم را بشناسم. ادبیات –مقصودم ادبیاتی است که به این توقعات پاسخ بدهد- سرزمین موعود است، جایی است که زبان در آن همانی میشود که باید باشد." [صفحهی ۷۵] *** ۴- وضوح "ما میتوانیم دو گونه روند خیالبافی را از هم تشخیص دهیم: یکی که از کلام شروع میشود تا به تصویر بصری منتج شود، دیگری که از تصویر بصری شروع میشود تا به بیان شفاهی برسد. روند اول به طور معمول به هنگام خواندنِ ما تحقق مییابد: برای نمونه صحنهای از رمان یا گزارشی را در یک مجله میخوانیم. و بسته به تأثیرگذاری کم یا زیاد متن نوشته، ما شاهد صحنههایی هستیم که انگار از برابر دیدگانمان میگذرد یا دستکم شاهد جزئیات یا پارههایی از آن که از ابهام بیرون میآید." [صفحهی ۱۰۴] *** ۵- چندگانگی "اکنون به پایان این مداحی از رمان به مثابه شبکهای بزرگ رسیدهام. ممکن است برخی اعتراض کنند که هر اثر با تکثیر هرچهبیشتر "ممکنها"، از آن فردیتی که "خود"ِ نویسنده است، از آن فردیتی که صداقت درونی و اکتشافات حقیقت شخصی او است دور و دورتر میشود. پاسخ من این است: ما کیستیم؟ هر یک از ما کیست، مگر آمیزهای از تجربهها، دانستهها کتابهایی که خواندهایم، خیالاتی که داشتهایم؟ هر زندگی یک "دائرةالمعارف" است، یک کتابخانه، سیاههای از اشیا، ردهای از سبکها..." [صفحهی ۱۵۰] *** + مورچهی آرژانتینی + شوالیهی ناموجود + اگر شبی از شبهای زمستان مسافری *** [۱۱ آذر ۱۳۸۴، ۱۹:۳۰] Labels: ایتالو کالوینو, لیلی گلستان 8:14 PM December 01, 2005 رز ارغوانی قاهره
٭
........................................................................................فیلمنامهنویس: وودی آلن (Allen, Woody) مترجم: شهرزاد بارفروشی ناشر: نشر نی ۲۰۸ صفحه، ۱۲۰۰ تومان [۳۱اُمین فیلمنامه از مجموعهی ۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلمنامه] کارگردان: وودی آلن فیلمنامه: وودی آلن بازیگران: میا فارو (سیسیلیا)، جف دنیلز (گیل شپرد/ تام باکستر)، دنی آیلو (مونک) محصول ۱۹۸۴ امریکا، ۸۴ دقیقه برندهی جایزهی اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمنامهی اریژینال در سال ۱۹۸۵. *** "این فیلم روایتگر زندگی یأسآلود دختری (میا فارو) در نیوجرسی تحت بحران اقتصادیست که از کار و همسرش میگریزد و به سینما پناه میبرد تا عاشق تام باکستر، بازیگر فیلمی به نام "رز ارغوانی قاهره" میشود، در حالی که ادامهی کار دیگر بازیگران فیلم به مخاطره میافتد، تماشاگران پولشان را میخواهند و تهیهکننده از گسترش این بحران میهراسد. گیل شپرد (جف دانیلز) بازیگر نقش تام باکستر در عین اینکه میکوشد او را وادار به بازگشت به فیلم کند، خود عاشق سیسیلیا میشود و سیسیلیا در انتخاب بین گیل واقعی و تام خیالی، گیل را برمیگزیند، اما گیل او را ترک میکند و در پایان، سیسیلیا بار دیگر به سینما پناه میبرد و در فیلمی دیگر از فرد آستر غرق میشود." [صفحهی ۲۰۰] *** از وودی آلن فقط Deconstracting Harry رو دیدم. این فیلم هم مثل Deconstracting Harry، سکانسهای طولانی و پر از دیالوگ داره. *** پینوشت: لیستی که گفته بودم به فروش میرسه، اینه: سری کتابهای رامسس، نویسنده: کریستین ژاک (Jacq, Christian)، مترجم: ناهید فروغان، انتشارات ققنوس. ۱- پسر نور ۲- معبد چندهزارساله ۳- نبرد قادش ۴- بانوی ابوسمبل ۵- زیر اقاقیای مغربی قیمت هر جلد هم ۳۴۰۰ تومانه که با با تخفیفش میشه... اممم.... ۱۵٪ تخفیف خوبه؟ چند تا کتاب هم برای انتشارات روشنگران و مطالعات زنانه که توی کتابخونه هست لیستش. ولی اینجا هم مینویسم که دیگه نوشته باشم! ۱- کبوتر و قلب سنگی، رضا رییسی، ۱۲۰۰ تومان ۲- تا ژرفای درهها، علیرضا زندی، ۱۶۰۰ تومان ۳- گل یخ، علیرضا زندی، ۲۳۰۰ تومان ۴- خسرو و شیرین، فریده گلبو، ۲۰۰۰ تومان ۵- و دیگران، محبوبه میرقدیری، ۲۸۰۰ تومان ۶- عروسی خاله و... ، ملیحه (ویدا) قهرمانی، ۲۵۰۰ تومان ۷- بعد از عشق، فریده گلبو، ۲۰۰۰ تومان ۸- افسانهی ماه و خاک، مهری یلفانی، ۲۸۰۰ تومان ۹- زنی با نشان قرمز، ناتانیل هاتورن (Hawthorne, Nathaniel)، ترجمهی محمدصادق شریعتی، ۱۵۰۰ تومان اینها هم با تخفیف ۲۰٪ به فروش میرسه! بیشتر هم خواستین بگین با هم کنار میآیم! فقط برشون دارید ببرید! ایمیل هم که اون کنار هست دیگه! هر چند که میدونم نمیخرید! *** [۱۱ آذر ۱۳۸۴، ۰۰:۳۰] Labels: ۱۰۰ سال سینما... ۱۰۰ فیلمنامه, وودی آلن 11:48 PM |