٭
نویسنده: مانوئل پوییگ (Puig, Manuel)
مترجم: احمد گلشیری
ناشر: نشر آفرینگان
۳۱۹ صفحه، ۳۸۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۳۸۷]
همینطوری تصادفی داشتم به کتابهای نخوندهی توی کتابخونهم نگاه میکردم که چشمم افتاد بهش. دلم میخواد هر چی نخونده دارم تموم کنم، چون کارهای نیمهکاره با طبعم سازگار نیست. من طرفدار تا آخر رفتنم (مجوس شمال).
کل کتاب به شکل گفتوگوی دو نفر روایت میشه: آقای رامیرز، مرد ۷۴ سالهی آرژانتینی که انگار حافظهش رو از دست داده، و لری، مرد جوونی که به عنوان شغل پارهوقت باید مواظب رامیرز باشه. طی گفتوگوهای اینها که اونقدر هم مسیر مشخصی نداره، به نظر میرسه که گذشتهی اینها یه جاهایی با هم تقاطع داشته. ولی در کل خیلی جاها حالت خواب و خیال پیدا میکنه و معلوم نیست چی به چیه.
آخرین فصل کتاب هم نامههاییه که بین بیمارستان روانی (محل بستری رامیرز) و لری و چند جای دیگه ردوبدل شده. در کل کتاب افتضاحی نیست ولی توصیهکردنی هم نیست.
***
[۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰]
Labels: احمد گلشیری, مانوئل پوییگ, نشر آفرینگان
5:08 AM