![]() |
||
|
archive previous posts
|
|
August 02, 2010 مکتب دیکتاتورها
٭
........................................................................................نویسنده: اینیاتسیو سیلونه (Silone, Ignazio) مترجم: مهدی سحابی ناشر: نشر ماهی ۲۵۰ صفحه، ۲۴۰۰ تومان [چاپ اول، ۱۳۸۶] موقعی که کتاب رو خریدم فکر میکردم داستانیه. چند وقت پیش شروعش کردم و دیدم زیاد جذاب نیست، برای همین ولش کردم. اما الآن حس کردم که خوندنش باید جالب باشه و واقعاً هم بود. دو تا امریکایی قبل از جنگ جهانی دوم به اروپا میرن تا از اروپاییها که سابقهی دیکتاتوری رو دارن، درس بگیرن و توی امریکا هم نظام دیکتاتوری پیاده کنن. آخر سر به یکی از مخالفهای دیکتاتوری میرسن و اون تمام زیر و بم کار رو یادشون میده. خوندن کتاب برای من که اطلاعات زیادی در مورد تاریخ اروپا ندارم، سخت و خستهکننده بود. ولی بعضی جاهاش خیلی جذاب میشد و حرفهای غیرتاریخی خوبی میزد. الآن نتونستم غیر از متن زیر چیزی پیدا کنم: «در کتاب ژنرال فولر خواندم که: «اساس فن نوین جنگ، اصل ارعاب است. باید وحشت ایجاد کرد و دشمن را به طور موقت هم که شده به صورت یک دیوانهی زنجیری درآورد.» سلطهی وحشت از زمانی شروع میشود که در مبارزه دیگر هیچ خشونتی ناروا نباشد، هیچ قاعده و مقررات و قانونی رعایت نشود. دیگر هیچکس نداند که چه بر سرش خواهد آمد: مخالفان سیاسی شبانه به خانهتان هجوم میآورند و نمیدانید چه چیز در انتظارتان است: دستگیری؟ تیرباران؟ کتک؟ خانهتان را به آتش میکشند؟ همسر و فرزندانتان را میدزدند؟ یا اینکه فقط یکی از بازوهایتان را قطع میکنند؟ چشمهایتان را درمیآورند و گوشهایتان را میبرند؟ از پنجره به بیرون پرتابتان میکنند؟ نمیدانید، نمیتوانید بدانید. و این لازمهی برقراری وحشت است. وحشت قانون و مقرراتی ندارد.» همشهری داستان ویژهنامهی خردنامهی همشهریه. الآن دو شمارهست که با تیم جدید و ظاهر جدید و مرام جدید منتشر میشه. من چندتا داستان خیلی خوب ترجمه (از آدمهایی که شاید ناآشنا باشن واسه ما) توش خوندم و خیلی خوشم اومد (یکیش از جی.ام کوئتزی). در کل توصیه میکنم. قیمتش هم هزارتومنه. این لینک آخرین شمارهش. *** + خروج اضطراری *** [۱۱ مرداد ۱۳۸۹، ۱۸:۲۰] Labels: اینیاتسیو سیلونه, مهدی سحابی 6:23 PM January 18, 2008 خروج اضطراری
٭
........................................................................................نویسنده: اینیاتسیو سیلونه (Silone, Ignazio) مترجم: مهدی سحابی ناشر: نشر ماهی ۱۶۶ صفحه، ۱۵۰۰ تومان [چاپ اول، ۱۳۸۶] ۵ داستان کوتاه، بهاضافهی یک نیمهداستانِ بلند به نام خروج اضطراری. داستانهای کوتاهش همه خیلی سادهان. مثل تعریفکردنِ یک خاطره که برای صاحبش ارزشِ زیادی داره و هر چند ممکنه این ارزش برای خواننده اونقدر نباشه، اما خوبتعریفکردنش جای اون ارزش رو گرفته. توی داستانها دو تا خیلیخوب هست: آشنایی با یک کشیش عجیب و رنج بازگشت. مخصوصاً دومی که خیلی هم غمانگیزه. اما خروج اضطراری. اینجا سیلونه دیگه سعی نکرده از دل ماجراها داستان در بیاره. کاملاً وقایع و مشکلاتی رو تعریف میکنه که حزب مارکسیست در اروپا و شوروی درگیرشون بوده؛ و البته خودِ سیلونه بهعنوان یکی از سران بزرگترین حزب مارکسیستی اروپای غربی. توی خروج اضطراری قسمتهای خوبْ خیلی زیاد هست. «برای تبیین منشأ و شرح چگونگی تحول مسائل وجدانی، مطمئنتر و موثقتر این است که به خاطرات خود رجوع کنیم تا اینکه به سراغ آرشیوها و بایگانیها برویم. خاطرهی آدمی این مزیت را دارد که پیوندهای درونی رویدادهای ظاهراً جدا و دور از هم را میشناسد، آنها را به هم نزدیک میکند و تدوام عملی همهی رویدادهای زندگی را نشان میدهد.» [صفحهی ۱۲۸] «تا زمانی که فرد هنوز زیر نفوذ روانی مقامی است که با او به مخالفت برخاسته است، ممکن است چنین بپندارد که مخالفتش فقط و فقط به فلان یا بهمان مسئلهی خاص محدود میشود؛ و با اتکا به اصول اعتقادی مشترک و حتی در جهت احترام به این اصول، به جروبحث میپردازد. اما بعدها، پس از تکفیر و اخراج، هنگامی که از بند هرگونه رابطهی انضباطی خلاص شده و از زمرهی پیروان بیرون رفته است، اگر این شجاعت را داشته باشد که از معلول به علت برسد و اگر بخواهد برای خودش روشن کند که در نهایت چه چیزی مانع تسلیم او شد، به این نتیجه خواهد رسید که تسلیمناپذیری او انگیزههایی بس مبهمتر از آنی دارد که خود میپنداشته است. و دگمهایی که خود او نیز پیشتر آنها را میپرستید، ناگهان مفهوم دیگری به خود میگیرد.» [صفحهی ۱۳۶] *** ما کتابها رو نه فقط برای این میخونیم که مترجمشون رو به عنوان مترجم خوب قبول داریم؛ برای این میخونیم که سلیقهی مترجم رو هم قبول داریم. *** + این کتاب در جنونِ خواندن *** [۲۸ دی ۱۳۸۶، ۱۳:۵۰] Labels: اینیاتسیو سیلونه, مهدی سحابی 2:50 PM |