٭
نویسنده: آرتور شنیتسلر (Cortázar, Julio)
مترجم: علیاصغر حداد
ناشر: نشر ماهی
۱۴۴ صفحه، ۷۰۰۰۰ تومان
[چاپ نهم، ۱۴۰۲]
یه رمان کوتاه (نوول) قرن نوزدهمیه که گویا تم روانکاوانه داره، منتها من به اون شکل همچین تمی توش ندیدم. امکانش هم هست که چون جزو اولین آثار اینمدلیه، به شکل ناپختهای انجامش داده و خلاصه کار رو در نیاورده. خلاصهی یک خطیش اینه که شخصیتی به اسم فلیکس دچار بیماریای شده که قراره به مرگش منتهی بشه، و خودش و معشوقش باید با این وضعیت نار بیان. خیلی چیز پیچیده و عجیبی نه توی پلات داستان وجود داره نه توی واکاوی ذهن و شخصیتپردازی. ولی در مجموع خوندنش عذابآور هم نیست و بدون دستانداز جلو میره. یعنی طوریه که نه میتونم توصیه به خوندنش کنم، نه به نخوندنش.
فقط یه نکته میگم که شاید کمکحال باشه. مدلش مدل کتابهای قدیمیه (طبیعتاً) که توصیفهای نسبتاً طولانی دارن. تو این مایهها که نمیدونم نور بعدازظهر چطوری تابیده بود روی صورت طرف و باد از کدوم سمت میوزید و دکور اتاق هتل چطوری بود و در همین حال فلیکس آهی کشید و دستهای ماری رو آورد بالا و بر گونهاش گذاشت و این صحبتها.
از آخرین کتابی که خوندم حدود یک سال میگذره و چیزی ندارم بگم جز انگ بر من.
***
[۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۲۰]
Labels: آرتور شنیتسلر, علیاصغر حداد, نشر ماهی
7:12 AM