![]() |
||
|
archive previous posts
|
|
April 08, 2023 بیلی باد ملوان، به همراه دو داستان از آلن پو
٭
........................................................................................نویسندگان: هرمان ملویل و ادگار آلن پو مترجم: احمد میرعلائی ناشر: نشر جویا ۱۹۵ صفحه، ۱۰۰۰۰ تومان [چاپ اول، ۱۳۷۰] مجموعهی سه داستانه، اولی یه داستان بلند از هرمان ملویل، دو تای بعد هم نسبتاً کوتاه و از آلن پو (که البته یکیشون رو قبلاً خونده بودم). داستان ملویل به شدت سختخون و پردستانداز و بیشازاندازه شاعرانه ترجمه شده، و دلیلش هم اینه که یه مترجم دیگه به اسم محسن بیتاللهی ترجمهش کرده و بعد داده به میرعلائی تا اون به شیوهی خودش بازنویسیش کنه. داستانش هم ماجرای یه ملوان جوون به اسم بیلی باده که یه آدم نابکار رو به شکل عمدی میکشه و بعد به جرم شورش در کشتی اعدامش میکنن. ترجمهی میرعلائی از بورخس واقعاً کمنظیر بود (و به نظرم اونقدری که باید قدر ندیده)، اما این ترجمهش ایرادهایی داشت که بعضاً قابل چشمپوشی نبودن. گذشته از اون ماجرای شاعرانگی شور. در کل نمیتونم بگم توصیهش میکنم، ولی از نظر وظیفهش روشنفکری باید خونده میشد. ضمناً میدونم که دیگه اینجا رو هیچکس نمیخونه، اما برای یادآوری خودم باید بگم که دلیل این که آمار کتابخونیم رفته بالا اینه که باید با اکراه هر چه تمام پنج روز در هفته برم یه شرکت آشغال، و یک ساعت متروسواری روزانه این توفیق اجباری رو برام فراهم کرده. فقط خدا کنه زود از شر این شرکت خلاص شم، قول میدم کتابخونی رو ترک نکنم. *** [۱۷ فروردین ۱۴۰۲، ۱۷:۱۵] Labels: احمید میرعلائی, ادگار آلن پو, نشر جویا, هرمان ملویل 2:03 PM April 17, 2019 هزارتوهای بورخس
٭
........................................................................................
نویسنده: خورخه لوئیس بورخس (Borges, Jorge Luis)
مترجم: احمد میرعلائی
ناشر: کتاب زمان
۲۹۶ صفحه، ۳۰۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۳۸۴]
تقریبا هشتاد درصد داستانهای این کتاب رو طی سالها ذرهذره خونده بودم، اما به هر دلیلی پیش نیومده بود بشینم پاش و از اول تا آخر بخونمش. کیفیت داستانها یکدست نیست، اما مهم هم نیست چون چندتا از بهترین داستانهایی که در تمام عمرم خوندهم توی این مجموعهاند، مثل ابن حقان بخاری و مرگ او در هزارتوی خود. توصیف داستانهای بورخس بینهایت سخته. سبکش نقطهی ایدهآل بین شعر و نثره، یعنی محدودهی خطرناکی که وقتی نویسندهها سعی میکنن نزدیکش بشن معمولا گند میزنن. کلا نثر شعرگون چیز مزخرفیه جز این که مال بورخس باشه. البته میدونم که دارم در مورد ترجمهی فارسیش حرف میزنم و اصل اسپانیاییش رو نخوندم، و میدونم که میرعلائی از انگلیسی ترجمهش کرده. ولی به هر حال. میرعلائی یکی از کسانیه که توی قتلهای زنجیرهای کشته شد. روحش شاد. میتونم بگم مصداق داستان «راز وجود ادوارد فیتزجرالد» توی همین مجموعهست؛ حس میکنی روح بورخس توش حلول کرده برای این ترجمهی درخشان. «هر نوع همکاری مشکوک است. این یک، یعنی همکاری یک انگلیسی و یک ایرانی، حتی مشکوکتر بود، زیرا این دو بسیار متفاوت بودند، و شاید اگر در حیات به یکدیگر برمیخوردند تن به دوستی نمیدادند؛ این مرگ و تغییر زمان بود که توانست این امر را پیش آورد که یکی دیگری را بشناسد و هر دو به شاعری واحد بدل شوند.»
***
[۲۸ فروردین ۱۳۹۸، ۱۸:۰۵]
Labels: احمید میرعلائی, خورخه لوئیس بورخس, کتاب زمان 5:52 AM |