February 15, 2026


مُردن
 
٭

 نویسنده: آرتور شنیتسلر (Cortázar, Julio)

مترجم: علی‌اصغر حداد
ناشر: نشر ماهی
۱۴۴ صفحه، ۷۰۰۰۰ تومان
[چاپ نهم، ۱۴۰۲]

یه رمان کوتاه (نوول) قرن نوزدهمیه که گویا تم روانکاوانه داره، منتها من به اون شکل همچین تمی توش ندیدم. امکانش هم هست که چون جزو اولین آثار این‌مدلیه، به شکل ناپخته‌ای انجامش داده  و خلاصه کار رو در نیاورده. خلاصه‌ی یک خطیش اینه که شخصیتی به اسم فلیکس دچار بیماری‌ای شده که قراره به مرگش منتهی بشه، و خودش و معشوقش باید با این وضعیت نار بیان. خیلی چیز پیچیده و عجیبی نه توی پلات داستان وجود داره نه توی واکاوی ذهن و شخصیت‌پردازی. ولی در مجموع خوندنش عذاب‌آور هم نیست و بدون دست‌انداز جلو می‌ره. یعنی طوریه که نه می‌تونم توصیه به خوندنش کنم، نه به نخوندنش.

فقط یه نکته می‌گم که شاید کمک‌حال باشه. مدلش مدل کتاب‌های قدیمیه (طبیعتاً) که توصیف‌های نسبتاً طولانی دارن. تو این مایه‌ها که نمی‌دونم نور بعدازظهر چطوری تابیده بود روی صورت طرف و باد از کدوم سمت می‌وزید و دکور اتاق هتل چطوری بود و در همین حال فلیکس آهی کشید و دست‌های ماری رو آورد بالا و بر گونه‌اش گذاشت و این صحبت‌ها.

از آخرین کتابی که خوندم حدود یک سال می‌گذره و چیزی ندارم بگم جز انگ بر من.
***
[۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۲۰]


Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................


January 23, 2025


آگراندیسمان و چند داستان دیگر
 
٭

نویسنده: خولیو کرتاثار (Cortázar, Julio)

مترجم: امید نیک‌فرجام
ناشر: نشر چشمه
۳۱۴ صفحه، ۶۶۰۰۰ تومان
[چاپ چهارم، ۱۳۹۹]

چهارده تا داستان کوتاه و بلند که اقلاً نصفشون خیلی خیلی خوبن. قبلاً یکی‌شون (پایان بازی) رو توی داستان همشهری خونده بودم و خیلی خوشم اومده بود. توی اون‌هایی که نخونده بودم، رو به آسمان شبانگاه بی‌نظیر بود. ماجرای موتورسواریه که تصادف می‌کنه و می‌برنش بیمارستان، و اون‌جا وقتی بیهوش می‌شه خواب می‌بینه که توی یه جنگ آئینی به دست آزتک‌ها اسیر شده. رفت و برگشتش بین واقعیت و خیال و گذشته و حال یکی از بهترین تمثیل‌هاییه که تا حالا خونده‌م: فرض کنید یکی از ایرانی‌های ساکن آمریکا (با همون مدل حرف زدنی که در جریانش هستید) خواب می‌بینه که توی یه روستای دورافتاده تو ایرانه و مادرش با لهجه‌ی غلیظ محلی ازش می‌خواد که بره به مرغ و خروس‌ها دونه بده. بعد طرف خیس عرق به هوش میاد و می‌گه خدا رو شکر، عجب کابوسی بود. بعد هم خودش رو می‌زنه به اون راه که نمی‌دونه این خوابی که دید زندگی چند ماه پیش خودش بوده. 

فصل آخر کتاب هم یه گفت‌وگوی خیلی خوب با کرتاثاره که توش کلی نکات جالب مطرح می‌شه و کاملاً ارزش خونده شدن داره، بر خلاف بیشتر گفت‌وگوهای این مدلی که نقششون پر کردن عریضه است.
***
[۴ بهمن ۱۴۰۳، ۱۲:۲۵]

Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................


October 04, 2024


لتی پارک
 
٭

نویسنده: یودیت هرمان (Hermann, Judith)

مترجم: محمود حسینی‌زاد
ناشر: نشر افق
۱۵۲ صفحه، ۷۵۰۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۴۰۰]

مجموعه‌ی ۱۶ تا داستان کوتاهه که مثل بقیه‌ی داستان‌های یودیت هرمان چندان بالا و پایین خاصی ندارن و اتفاقی توشون نمی‌افته. مثلاً در حد ملاقات دو آشنای قدیمیه که بعد از سال‌ها دوباره همدیگه رو چند روز می‌بینن. فضا و زمان خیلی محدود، با توصیف جزئیات دقیقی از فضای فیزیکی و روایتی که بیشتر توی ذهن شخصیت‌ها جریان داره. از حیث بی‌اتفاق بودن و روزمرگی واقعاً تشخیص این که داری داستان می‌خونی یا خاطره ساده نیست.

راستش بعد از سونیا (گذران روز) هیچ‌کدوم از داستان‌های هرمان اون خاطره رو برام بازسازی نکرد، ولی بد هم نبود و به نظرم داستان‌هاش ارزش خونده شدن داره. 
***
[۱۲ مهر ۱۴۰۳، ۲۱:۰۰]

Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................


September 11, 2024


نفرین ابدی بر خواننده‌ی این برگ‌ها
 
٭

نویسنده: مانوئل پوییگ (Puig, Manuel)

مترجم: احمد گلشیری
ناشر: نشر آفرینگان
۳۱۹ صفحه، ۳۸۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۳۸۷]

همین‌طوری تصادفی داشتم به کتاب‌های نخونده‌ی توی کتاب‌خونه‌م نگاه می‌کردم که چشمم افتاد بهش. دلم می‌خواد هر چی نخونده دارم تموم کنم، چون کارهای نیمه‌کاره با طبعم سازگار نیست. من طرفدار تا آخر رفتنم (مجوس شمال).

کل کتاب به شکل گفت‌وگوی دو نفر روایت می‌شه: آقای رامیرز، مرد ۷۴ ساله‌ی آرژانتینی که انگار حافظه‌ش رو از دست داده، و لری، مرد جوونی که به عنوان شغل پاره‌وقت باید مواظب رامیرز باشه. طی گفت‌وگوهای این‌ها که اون‌قدر هم مسیر مشخصی نداره، به نظر می‌رسه که گذشته‌ی این‌ها یه جاهایی با هم تقاطع داشته. ولی در کل خیلی جاها حالت خواب و خیال پیدا می‌کنه و معلوم نیست چی به چیه.

آخرین فصل کتاب هم نامه‌هاییه که بین بیمارستان روانی (محل بستری رامیرز) و لری و چند جای دیگه ردوبدل شده. در کل کتاب افتضاحی نیست ولی توصیه‌کردنی هم نیست.
***
[۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰]

Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................


September 01, 2024


خانه
 
٭

نویسنده: یودیت هرمان (Hermann, Judith)

مترجم: محمود حسینی‌زاد
ناشر: نشر افق
۱۸۴ صفحه، ۱۴۵۰۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۴۰۲]

مثل بقیه‌ی داستان‌های یودیت هرمان، یه فضای سرد و کوهستانی داره که روی کل کتاب سایه انداخته و همه‌چیز رو از اون دریچه به آدم نشون می‌ده. راوی داستان زن میان‌سال و بی‌اسمیه که توی کارخونه‌ی سیگارسازی کار می‌کرده، بعد یه شعبده‌باز آدم‌نصف‌کن بهش پیشنهاد همکاری می‌ده که این بعد از کلی کش‌وقوس نهایتاً نمی‌پذیره. ولی توی کل کتاب هی به این خاطره برمی‌گرده. بقیه‌اش هم زندگی روزمره و آشنا شدن این با برادر یکی از دوست‌هاش و برگشتن به خاطرات گذشته (تم خانه) و این‌هاست. انقدر فضاش به زندگی معمولی و روزمره شباهت داره که به نظرم تخیل خیلی بیشتری لازم داره تا داستان‌های علمی تخیلی (مگر این که مستند باشه).

همه یا دستکم بخش‌های زیادی از کتاب رو هم انگار داره برای شوهرش اوتیس (که البته از هم جدا شده‌ن) روایت می‌کنه. یکی از ویژگی‌های پررنگی که توی داستان‌های هرمان می‌بینم تاکیدش روی توصیف فیزیکی فضاهاست. اتفاقاً اون قسمت‌ها رو با دقت می‌خونم چون به نظرم به فضاسازی اتفاق‌هایی که توی داستان می‌افته خیلی کمک می‌کنن.

در کل هم فکر نمی‌کردم یه موقع از این مدل داستان‌ها خوشم بیاد، ولی رسم روزگار چنین است. این رو هم بگم که بعید می‌دونم چیز خاصی از محتوای کتاب یادم بمونه، جز فضای کلی و خاطره‌ای خوش.
***
[۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰]

Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................


July 29, 2024


آلیس
 
٭

نویسنده: یودیت هرمان (Hermann, Judith)

مترجم: محمود حسینی‌زاد
ناشر: نشر افق
۱۷۶ صفحه، ۲۵۰۰۰ تومان
[چاپ نهم، ۱۳۹۸]

یودیت هرمان رو با داستان کوتاه «سونیا» توی مجموعه‌ی گذران روز شناخته بودم. سرما و سکوت اون داستان یکی از عواملی بود که به آلمانی‌های امروز علاقه‌مند بشم. این مجموعه/رمان هم پره از همون فضا. خود هرمان آلیس رو مجموعه داستان می‌دونه، ولی ظاهراً منتقدها معتقدن بیشتر شبیه رمانه. خلاصه این که پنج تا داستان سی چهل صفحه‌ایه، با موضوع مرگ، و محوریت شخصیت آلیس. داستان‌ها طبیعتاً بالا پایین و گره‌افکنی و تعلیق و این چیزها ندارن. برای همین برای خواننده‌ای که سلیقه‌ی اون مدلی داره مناسب نیستن. ولی فضاسازیشون خیلی عمیقه و یه جایی تو ذهن آدم می‌مونه.

نشر افق در زمینه‌ی ویراستاری و تمیزکاری کتاب‌هاش هیچ پیشرفتی نداشته. از همون زمانی که رضا شکراللهی ویراستارش بود افتضاح بود و الان هم در همون حده. پر از غلط تایپی و نگارشی و غیره و ذلک. واقعاً شرم‌آوره که نگارش عوام‌الناس در توییتر و اینستاگرام تمیزتر از نشری مثل افق باشه. 
***
[۷ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۵۵]

Labels: , ,



                                                                                                    
........................................................................................