June 30, 2008


اینجا همه‌ی آدم‌ها این‌جوری‌اند؛ شش داستان برگزیده‌ی دهه‌ی نود
 
٭
نویسندگان: لوری مور، ها جین، مری گوردن، وانگ منگ، استیون کینگ، جرمی کین
مترجم: مژده دقیقی
ناشر: انتشارات نیلوفر
۲۲۰ صفحه، ۲۹۰۰ تومان
[چاپ سوم، ۱۳۸۶]

داستان‌های فوق‌العاده‌ای داره. البته من از داستانِ «هلیم جان‌سخت» چندان خوشم نیومد. زیادی صریح بود. ولی بقیه عالی بودن. مخصوصاً «مردی با کت‌و‌شلوار مشکی»؛ نوشته‌ی استیون کینگ. به خاطر گمنام‌بودن اکثر نویسنده‌ها توی ایران، مژده دقیقی توضیح مختصری رو اول هر داستان آورده. در مورد داستان «مردی با کت‌و‌شلوار مشکی»، این توضیح از قول استیون کینگ اومده:
«به گمانم در داستانِ مردی با کت‌و‌شلوار مشکی درباره‌ی ترس از پایداری شر می‌نوشتم و اینکه چگونه پیروزی بر شر، حتی در بهترین حالت، موقتی است.»
***
[۱۰ تیر ۱۳۸۷، ۲۳:۴۰]

Labels: , , , , , ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................


May 30, 2008


فلسفه‌ی کامو
 
٭
نویسنده: ریچارد کمبر (Kamber, Richard)
مترجم: خشایار دیهیمی
ناشر: انتشارات طرح نو
۲۲۴ صفحه، ۲۵۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۵]

طرح نو مجموعه‌ای داره به اسم « نام‌آوران فرهنگ» که این کتاب هم جزوشه. «هدف این مجموعه آشناکردن خوانندگان با مهم‌ترین فیلسوفان و مسائل فلسفی از آغاز تا امروز است و مهم‌تر و فراتر از آن، ترغیب خوانندگان به تفکر فلسفی. این کتاب‌ها می‌خواهند شوق خواندن، فکرکردن، و آموختن را برانگیزند و هراسی را که خوانندگان معمولاً از «فلسفه» دارند، برطرف کنند و نشان دهند «فلسفه» آن‌گونه که تا کنون به ما القا شده است، دانشی انتزاعی و تجریدی نیست که فقط به کار پرابهت‌کردن کلام و مرعوب‌کردن مخاطبان بیاید؛ بلکه دانشی است که به کار زندگی و پاسخ‌دادن به اساسی‌ترین سؤالات بشری می‌آید.»

این کتاب که واقعاً تونسته بود به هدف‌های بالا برسه. شاید اولین کتاب فلسفی‌طوری‌ای بود که می‌خوندم و هیچ مشکلی در فهمش نداشتم. هیچ‌جا سعی نکرده لفظ‌پردازی کنه و همه‌چیز رو واضح و روشن توضیح داده.
***
توی کتاب، بیگانه و کالیگولا و سیسوفوس و طاعون و انسان طاغی و سقوط رو تقریباً مفصل بررسی می‌کنه و سعی می‌کنه جهان‌بینی کامو رو از بین اون‌ها توضیح بده. مفصل‌تر از همه بیگانه‌ست؛ که نویسنده هم تقریباً ازش خوشش میاد. ولی توی نیمه‌ی دوم کتاب، شروع می‌کنه به کوبیدن کامو و فلسفه‌ش. در واقع می‌خواد این رو بگه که کامو فلسفه‌ی مستحکمی نداره و حتی گاهی تناقض می‌گه.
«آنچه می‌گفت و می‌نوشت فلسفه در معنای حرفه‌ای‌اش به حساب نمی‌آمد، اما همیشه در جستجوی جدی حکمت بشری بود.» [صفحه‌ی ۲۱۰]
***
می‌تونم بگم از کتاب خوشم اومد. با اینکه از کامو فقط بیگانه رو خونده‌م، کتاب مفیدی بود. اگه چیزی از کامو نخوندید، حتی اگه ازش خوشتون نمیاد، این کتاب رو بخونید. «فلسفه‌ی کامو» فقط در مورد آلبر کامو نیست.
***
[۱۰ خرداد ۱۳۸۷، ۲۳:۳۰]

Labels: ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................


April 30, 2008


تارک دنیا مورد نیاز است: ده داستان تأسف‌بار
 
٭
نویسنده: میک جکسون (Jackson, Mick)
مترجم: گلاره اسدی آملی
ناشر: نشر چشمه
۱۶۰ صفحه، ۲۲۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۶]

لذت‌بخش و سرخوش. اگر به قول موسیقی آب گرم از داستان‌های حاوی حقیقت زندگی و این حرف‌ها خسته شده‌اید، این کتاب انتخاب خیلی خوبیه.
عنوان انگلیسی کتابْ همون ده داستان تأسف‌باره. تارک دنیا مورد نیاز است هم یکی از داستان‌هاشه. به نظر من که هر دو تا اسم خیلی خوبن.
***
فضای داستان‌ها عمدتاً کودکانه‌ست. کودکانه؛ همراه با یک فانتزی خشونت‌بار. توی هر داستان یک دنیای عجیب ساخته می‌شه و خیلی زود هم به پایان می‌رسه. انگار نه انگار که اتفاق خارق‌العاده‌ای افتاده؛ و خارق‌العاده‌بودن داستان‌ها دقیقاً در همینه.
***
تصویرسازی داستان‌ها در حد شاهکاره. اول هر داستان، یک نقاشی سیاه و سفید می‌بینیم که ممکنه داستان رو هم لو بده. (البته انقدر مجذوب داستان می‌شید که ممکنه نقاشی رو فراموش کنید.) البته به نظر می‌رسه که نقاشی‌های کتاب اصلی رنگی باشن.
***
از داستان «بی هیچ ردپایی» بیشتر از همه خوشم اومد. پسربچه‌ای که سر موضوعی مسخره با مادرش قهر می‌کنه و راهی جنگل می‌شه. فضاسازی داستان و نامنتظره‌بودنش خیلی جالبه.
***
+ کتابخوانه
***
[۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷، ۲۳:۲۰]

Labels: ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................


March 30, 2008


خاطره‌ی دلبرکان غمگین من
 
٭
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز (Garcia Marquez, Gabriel)
مترجم: کاوه میر‌عباسی
ناشر: انتشارات نیلوفر
۱۲۴ صفحه، ۱۵۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۶]

اول از همه لازم می‌دونم این نکته رو عنوان کنم که من نسخه‌ی درست‌و‌حسابیش رو دارم. نه این افست‌ها رو. که این خودش نکته‌ی مهمیه.
***
این کتاب به خاطر توقیف‌شدنش این شانس رو داشت که خیلی خونده بشه. چه در اینترنت و چه نسخه‌های افست و این حرف‌ها. و متأسفانه همیشه کتاب‌هایی بیش از همه خونده می‌شن که ارزشش رو ندارن.
***
موضوع و طرح اولیه‌ی داستانش جالبه: پیرمردی عیاش که در نودسالگی درگیر عشق یک دختر چهارده‌ساله می‌شه. اما کلیتِ داستان به اندازه‌ی این طرحْ خوب نیست. شاید لحن نسبتاً شاعرانه‌ای که ترجمه‌ی کتاب داره، باعث شده که اونقدرها ازش خوشم نیاد. نمی‌دونم. مثلاً این قسمت رو ببینید:

«صدای ریزش آب و زوزه‌ی باد با هم در آمیختند و غوغا برپا کردند. یکهو آذرخشی شبح‌گونه و تندرِ همزمانش هوا را به بوی تند گوگرد آغشته ساختند، باد پنجره‌های رو‌به‌بالکن را به لرزه درآورد و تندباد هولناک دریایی قفل‌ها را شکست و داخل منزل چپید. لیکن، در کمتر از ده دقیقه بساطش را یک‌سره برچید و رفت. آفتابی شکوهمند خیابان‌های پوشیده از نخاله‌های فروریخته را خشک کرد، و گرما برگشت.»
[صفحه‌ی ۶۴]

خلاصه قسمت‌های زیادی از کتاب با این لحن روایت می‌شه. خصوصاً بخش‌های توصیفیش. حالا مهم نیست. آهان... این رو هم بگم که من نهایتاً از این کتاب بدم نیومد. حتی می‌تونم بگم تا حدودی خوشم اومد. ولی اصلاً در حد و اندازه‌های از عشق و دیگر اهریمنان نبود.
***
«در چهل‌و‌دو‌سالگی به علت دردِ پشت که مانع تنفسم می‌شد به پزشک مراجعه کردم. به نظرش چیز مهمی نیامد: به‌ام گفت در سن شما این‌جور دردها عادی است.
به‌اش گفتم – در این صورت، چیزی که عادی نیست سن من است.»
[صفحه‌ی ۱۲]
***
+ صد سال تنهایی
+ از عشق و دیگر اهریمنان
***
[۱۱ فروردین ۱۳۸۷، ۳:۱۵]

Labels: ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................


March 24, 2008


از عشق و دیگر اهریمنان
 
٭
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز (Garcia Marquez, Gabriel)
مترجم: احمد گلشیری
ناشر: نشر آفرینگان
۲۲۰ صفحه، ۱۸۰۰ تومان
[چاپ دوم، ۱۳۸۴]

فوق‌العاده‌ست. به نظر من از «صد سال تنهایی» خیلی بهتره. البته احتمالاً هیچ‌کس دیگه‌ای این نظر رو نداره؛ چون می‌دونید که من نسبت به کتاب‌های همه‌خوانده‌ای مثل صد سال تنهایی آلرژی دارم. به هر حال... نثر گارسیا مارکز – و نه موضوع کتاب – همیشه انگار با نوعی طنز و شوخی همراهه. به این خاطر که از کنار همه‌چیز ساده عبور می‌کنه و برای گفتن مهم‌ترین چیزها هم وقت رو هدر نمی‌ده. انگار که همه‌ی وقایع برای اون از یک‌اندازه اهمیت برخوردارن: مرگ و مجازات و تولد و حتی چیده‌شدن موهای شخصیت اصلی کتاب که اهمیتش از هر چیزی بیشتر بود، شاید. البته این ساده‌عبور‌کردن دوجنبه داره. گاهی به‌جای خنده‌داربودن، به آدم شوک وارد می‌کنه. مثلاً وقتی که مرگ یکی از شخصیت‌های مهم کتاب رو وسطِ یک واقعه‌ی دیگه توضیح می‌ده...
***
مقدمه‌ی کتاب آدم رو در همون ابتدا میخکوب می‌کنه. بذارید واقعیت رو بگم... من از صد سال تنهایی چندان خوشم نیومده بود و برای همین نظر خوبی نسبت به گارسیا مارکز نداشتم. اما با خوندن این کتاب عقیده‌ام به‌کلی تغییر کرد و به‌ش علاقه‌مند شدم. هرچند که هنوز هم بارگاس یوسا برای من در صدر جدول قرار داره و نمی‌دونم چرا مارکز رو برتر از یوسا می‌دونن.
***
حدس می‌زنم داستان‌های مارکز خیلی به داستان‌های ایتالیایی‌ها شباهت داشته باشه. این رو از روی همین چندتا کار اندکی می‌گم که ازش خوندم. برای همین مطمئن نیستم. ترجمه‌ی کتاب هم خیلی خوبه. البته ترجمه‌های گلشیری همیشه چندبار آدم رو به واژه‌نامه محتاج می‌کنه.
***
+ صد سال تنهایی
***
[۵ فروردین ۱۳۸۷، ۱۴:۰۵]

Labels: ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................


March 19, 2008


یادداشت‌های شخصی یک سرباز
 
٭
نویسنده: جروم دیوید سالینجر (Salinger, Jerome David)
مترجم: علی شیعه‌علی
ناشر: سبزان
۱۴۴ صفحه، ۲۰۰۰ تومان
[چاپ اول، ۱۳۸۶]

لزومی نداره که صرفاً به خاطر اسم سلینجری که روی داستان‌ها هست، به‌به و چه‌چه بگیم و از توانایی‌های استاد شگفت‌زده بشیم. واقعیت اینه که داستان‌های این مجموعه چندان جالب نیستن و خیلی طبیعیه که سلینجر هم نخواد اون‌ها خونده بشن. غیر از «آخرین روز از آخرین مرخصی»، زیاد از داستان‌ها خوشم نیومد. انقدری که حتی ده دقیقه بعد از خوندن داستان هم چیزی ازش یادم نمی‌موند. البته این رو هم باید گفت که انگار سلینجر داره با این داستان‌ها کم‌کم سبک خودش رو پیدا می‌کنه. اما مسلماً اون پختگی‌ای رو که توی «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم» می‌بینیم، نباید اینجا سراغ گرفت.
اسم سلینجر انقدر وسوسه‌کننده‌ست که به هر حال این کتاب رو خواهید خوند. اما اگه نخونید اصلاً ضرر نمی‌کنید.
***
«متی. تو یه دختر کوچولویی. اما هیچ‌کس یه دختر کوچولو یا پسر کوچولو باقی نمی‌مونه. یه‌دفعه دخترای کوچولو رژ لب می‌زنن، یه‌دفعه پسرای کوچیک صورتشونو تیغ می‌زنن و سیگار می‌کشن. برای همین، بچه‌بودن خیلی کوتاهه. امروز تو ده سالته، برای دیدنم توی برف می‌دوی. آماده‌ای، کاملاً آماده‌ای که با من تا پایین خیابون اسپرینگ سورتمه‌سواری کنی. فردا تو بیست‌ساله‌ای و با چند نفر توی اتاق نشیمن نشستی و منتظری که ببرنت بیرون. یه دفعه مجبور می‌شی به باربر انعام بدی، به خاطر لباسای گرون نگران می‌شی، دخترا رو موقع ناهار می‌بینی، با خودت فکر می‌کنی چرا نمی‌تونی یه نفرو که دقیقاً مال خودته ببینی. همه‌ی اینا اتفاق می‌افته. اما نظر من، متی – اگه نظری داشته باشم، متی – اینه که: یه جورایی سعی کن به بهترین شکلی که می‌تونی زندگی کنی. چیزی به مردم بگو که فکر کنن بهترین حرف دنیاس. اگه توی کالج با یه دختر احمق هم‌اتاق شدی، سعی کن کاری بکنی که حماقتش کم بشه. اگه بیرون یه سالن تئاتر وایستادی و یه پیردختر اومد تا بهت آدامس بفروشه، اگه چیزی همراهته بهش بده. این راهشه، عزیزم. می‌تونم خیلی چیزا بهت بگم، مت، اما مطمئن نیستم که درست می‌گم یا نه.تو یه دختر کوچولویی، اما درکم می‌کنی. وقتی بزرگ شدی خیلی باهوش می‌شی. اما اگه نتونستی باهوش و یه دختر معرکه بشی، اون‌وقت اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم که بزرگ شدی. دختر معرکه‌ای شو، مت.»
[صفحه‌ی ۱۲۲]
***
+ کتاب‌خوانه
***
+ دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم
+ تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران؛ سیمور: پیشگفتار
+ جنگل واژگون
***
[۲۹ اسفند ۱۳۸۶، ۲۰:۰۰]

Labels: ,



                                                                                                     نظر
........................................................................................